معراج شهدا در دوازدهمین روز تابستان، میزبان پیکر شهید مدافع حرم ابراهیم رشید بود. برادرش ابوالقاسم، اسفندماه سال ۶۲ شهید شد و در سال ۷۳ به وطن بازگشت. مادرشان از روی جوراب پسرش، قاسم را شناخت، همان جورابی که یازده سال پیش برایش خریده بود و امروز مردی دیگر از خانواده رشید شهید میشود. پدر ابراهیم که از پنج سال پیش چشمانش را از دست داده است، زمانی که خبر شهادت پسرش را شنید، گفت: انالله و انا الیه راجعون و مادرش در ادامه میگفت که شهید گریه ندارد و باید خوشحال باشیم.

ابراهیم از اهالی روستای صرم از بخش کهک (نزدیک جمکران) است. او زاده کوچهای بود که هر خانوادهاش حداقل یک شهید دارد که میتوان به شهدایی همچون احمد گلی، علی فصیحخواه، نقی، باقر و رضا نصراللهی، احمد رضوانلو و محمد حاج احمدی اشاره کرد.

خانواده رشید ۹ پسر و یک دختر دارد که دو پسر این خانواده قاسم (شهید دفاع مقدس) و ابراهیم (شهید مدافع حرم) شهید شده و دو پسر دیگر این خانواده جانباز هستند.
در خلال مداحیها و پس از وداع خصوصی، پیکر شهید ابراهیم رشید را به میان جمع میآورند. به هنگام شهادت روی لباسی که او پوشیده بود، نام جانم فدای فاطمه حک شده است. پیکر را که آوردند، پس از اتمام مداحی، رویش را بازکردند تا حاضران هم وداعی با شهید رشید داشته باشد و در این لحظه متوجه کبودی گوشه چشمش و پهلوهای زخمیاش شدیم. در تمام لحظات مراسم شهید ابراهیم رشید، روضه حضرت فاطمه زهرا(س) خوانده شد.

در ادامه مراسم، یکی از برادران شهید رشید، اظهار کرد: امام خمینی(ره) جملهای فرمودند که در یادمان مانده است مبنی بر اینکه «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، من هم میگویم: «آمریکا اشک ما را پایین آورد، اما دستمان را نمیتواند بالا ببرد».
وی در خطاب به مسئولان گفت: هر آنچه که قرار است امضا کنید، اول تنها به یک قطره خون برادرم و دیگر شهدا نگاه کنید، سپس آن را امضا کنید.

این برادرشهید خطاب به مقام معظم رهبری گفت: آقاجان به جان مادرت زهرا (س) مدیون هستید که روی خون، جان و نفس ما حساب نکنید. دم و بازدم ما، قطره خون ما، اعضا و جوارح ما برای شما است. خانواده ما ۷ مرد دیگر دارد که در این راه تقدیم کند.

وی بیان کرد: پدرم از فعالین زمان انقلاب بود، برادرم قاسم در هشت سال دفاع مقدس، مفقود الاثر شد که پس از یازده سال پیکرش را به وطن آوردند. امروز نیز پیکر ابراهیم از سوریه آمده است، نسل عوض میشود؛ اما رسم و اصل عوض نمیشود.

و در ادامه حاضران نوای «رهبری چون سید علی داریم» را سر دادند و ...
در پایان مراسم، سمیه عسگری، همسر شهید ابراهیم رشید، با اشاره به خصوصیات شهید گفت: ابراهیم فرد بسیار فوقالعاده و استثنایی بود و در روابطش بسیار تک و خاص بود. او بسیار آرزوی شهادت داشت و زمانی که شهید شد، خوشحال شد که به آرزویش رسیدم. خدا را شاکرم که لیاقت داشتم همسر شهید باشم.

وی افزود: ابراهیم از دوسال پیش عازم سوریه شد، آن قدر رفت و آمد که در نهایت به آرزویش رسید و شهید شد. آخرین اعزام ابراهیم، بهمن ماه بود و آخرین دیدارمان در مراسم چهلم پدرم بود.
همسرشهید رشید تصریح کرد: ابراهیم ۱۰ تیرماه در منطقه تدمر شهید شد. دو روز قبلش تماس تلفنی داشتیم که گفته بود کار کوچکی دارم، میآیم و برمیگردم که پیکرش آمد.
وی بیان کرد: در وصیتنامهاش تأکید داشت که همیشه پشت ولایت فقیه باشید و همیشه در صحبتهایش میگفت که مقام معظم رهبری همه پیشبینیهایشان درست است و دقیقا همان صحبتها و پیشبینیهایش رخ میدهد. او همیشه میگفت که هیچ نقطهای از دنیا، رهبری همچون رهبر ما ندارند و همیشه افسوس میخورد که کسی حواسش به فرمایشات مقام معظم رهبری نیست و ای کاش همه این فرمایشات را سرلوحه عملشان قرار میدادند. ابراهیم بسیار شیفته و عاشق مقام معظم رهبری بود و بسیار به ایشان علاقه داشت.

همسرشهید رشید تصریح کرد: از سوریه چندان برایمان تعریف نمیکرد و همیشه آرزویش این بود که در راه اسلام، امام حسین(ع) و عشق به رهبری شهید شد. ما هم مانع رفتنش نشدیم.
وی بیان کرد: تقریبا پنج ماه از آخرین دیدارمان میگذشت. آخرین باری که رفت بسیار خداحافظی خاصی بود و هیچگاه آن خداحافظی را فراموش نمیکنم.

عسگری اظهار کرد: هرساله نورافشانی جمکران را ما انجام میدهیم. ابراهیم در آن لحظه گفت که این آخرین سالی است که نورافشانی را انجام میدهم. او دو رکعت نماز خواند و از امام زمان(عج) خواست تا شهید شود که ایشان هم نامه شهادتشان را امضا کردند. به ابراهیم گفت این حرف را نگو چگونه تنها و بدون تو زندگی کنم که او گفت تو آن قدر قوی هستی که هیچکس حریفت نخواهد شد.
شهید مدافع حرم محمدابراهیم رشیدی در وصیتنامهاش مینویسد:« اگر هر کسی کار خود را جدی نگیرد و ساده انگارد به نظام اسلامی و انقلاب ضربه وارد کرده و این گناهی نابخشودنی است.»

شهید مدافع حرم محمدابراهیم رشیدی "رشید" فرزند غلامعلی، متأهل و اصالتاً اهل روستای صرم قم بود که بارها برای دفاع از حرم اهلبیت (ع) در سوریه حضور یافته بود. او از نیروهای تخریب تیپ مکانیزه 20 رمضان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. این شهید 32 ساله سرانجام روز یکشنبه 10 تیرماه طی عملیاتی مستشاری در مسیر جاده تدمر- دیرالزور سوریه توسط برخورد با تله انفجاری به شهادت رسید. در ادامه وصیتنامه این شهید مدافع حرم را میخوانید:

«بسم الله الرحمن الرحیم
شهدای شما و خانوادههای آنها حق بزرگی بر گردن ملّت ایران دارند، اینها از حریم اهل بیت دفاع کردند، اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر جلویش گرفته نمی شد باید در داخل با او میجنگیدیم، و در غربت به شهادت رسیدند.« مقام معظم رهبری»
اینجانب ابراهیم رشید فرزند غلامعلی بشماره شناسنامه 57 متلود 1365 در صحت و سلامت کامل گواهی میدهم به یگانگی الله و پیامبری خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص) و ولایت علیابنابی طالب(ع) و امامت اما عصر(عج) و ولایت ولیاش امام خامنهای
با سلام خدمت همه دوستان و خانواده و همسر عزیزم، در این زمان که اینجانب جسماً کنارتان نیستم بخاطر تمام ضعف ها و کمبودهایم حلالیّت میطلبم.
دوستان و همزمانم همیشه دقت داشته باشید هیچ وقت امام زمانتان و نائبش را تنها نگذارید و در هر نقطه و کاری مشغول هستید با دقت به آن بپردازید تا انقلاب به دست صاحب اصلی آن برسد و توجه داشته باشید اگر هر کسی کار خود را جدی نگیرد و ساده انگارد به نظام اسلامی و انقلاب ضربه وارد کرده و این گناهی نابخشودنی است و بدانید در دیدگاه کلان، نوع مسئولیت مهم نیست بلکه انجام صحیح آن اهمیت دارد و جزءترین نیروها و مسئولیتها با سهل انگاری و سستی ممکن است بزرگترین ضربه را بزنند
.
بخاطر میخی نعلی افتاد**بخاطر نعلی، اسبی افتاد
بخاطر اسبی، سواری افتاد**بخاطر سواری، جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی، مملکتی شکست خورد** و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود.
دقت داشته باشیم خدایی نکرده روزی این متن گویای حال ما نباشد و انشاء الله همه رزمندگان اسلام در هر نقطه و مسئولیتی که هستند به نحو احسن کار خود را انجام میدهند و انقلاب و اسلام همیشه سربلند می شود و هست و پرچم انقلابمان توسط نائبش به صاحب اصلی آن میرسد.
خانم سمیه عسگری فرزند علی همسر اینجانب میباشد و تمام حق و حقوق ایجانب به ایشان می رسد.
دوستان و خانواده عزیزم هیچوقت همسرم را تنها نگذارید و نگذارید تنها بماند.
التماس دعا
ابراهیم رشید
1394/11/19»

وعده شهادت «ابراهیم رشید» در شب نیمه شعبان
سمیه عسکری همسر شهید مدافع حرم «محمد ابراهیم رشید» همسرش را اینگونه توصیف کرد: او یک عاشق بود و آنقدر به سوریه رفت تا به عشقش رسید. بسیار خستگیناپذیر بود، گاهی اوقات ساعت 2 شب به خانه می آمد و ساعت سه می رفت. معمولا کسی که از ماموریت می آید، مدتی در خانه می ماند تا آرامشی بگیرد؛ ولی او اینطور نبود تا می آمد سریع به دنبال کار دیگری می رفت. مخصوصا برای مسابقات ضد گلوله خیلی تلاش کرد.

وی اظهار داشت: در این سال ها ابراهیم بارها به سوریه رفت. بهمن ماه مجددا برای دفاع از حرم به سوریه اعزام شد و عید به خاطر فوت پدرم به خانه برگشت و پس از مراسم بلافاصله به سوریه رفت.
عسکری با اشاره به ویژگی های شهید بیان کرد: فوق العاده استثنایی بود، چه در مراودات کاری چه در روابط زندگی تک بود. خیلی آرزوی شهادت داشت، به سوریه رفت که شهید بشود، خوشحالم که به آرزویش رسید. خدا را شکر می کنم که لیاقت داشتم همسر شهید شوم.
همسر شهید رشید با بیان اینکه او یک عاشق بود و انقدر رفت تا به عشق و آرزویش رسید تصریح کرد: 2 روز قبل از شهادتش با او صحبت کردم. گفت به زودی برمی گردم که کارهایم را انجام بدهم. کار کوچکی دارم که تا 2 روز دیگر انجام می شود و در این فاصله بود که به شهادت رسید.

وی گفت: ایراهیم وصیت نامه دست نویسی نوشته است. وصیت اصلی اش این بود که پیرو ولایت فقیه باشید. می گفت رهبری که ما داریم هیچ جای دنیا ندارد، آنچه امروز شاهد آن هستیم پیش بینی مقام معظم رهبری در سال های گذشته است، بمیرم برای دلش که کسی حرفش را گوش نمی کند، کسی حواسش به حرف رهبری نیست، ایکاش حواسمان به حرف رهبر باشد.

همسر شهید رشید تاکید کرد: واقعا به عشق رهبرش رفت. علاقه داشت. هم به امام خمینی (ره) هم به حضرت آقا خیلی علاقه داشت.
عسکری ادامه داد: پنج ماهی بود که او را ندیده بودم و تماس و ارتباطی باهم نداشتیم. از آنجا که هر سال نورافشانی جمکران را انجام می دهیم امسال گفت این آخرین بارم است که نورافشانی می کنم، شب ولادت حضرت حجت، شهادتش را از امام زمان (عج) گرفت و گفت که آخرین بار است اینجا را نورافشانی می کنم، گفتم اگر قرار باشد نیایید دیگر نمی شود کار را انجام داد، گفت شما خودت شیرزن هستی و کار روزی زمین نمی ماند.

وی به آخرین دیدارش با شهید اشاره کرد و گفت: آخرین باری که می خواست به سوریه برود برایم خاص بود. چه آن یک ساعتی که در مسیر بودیم و حرف هایی که بینمان رد و بدل شد و چه لحظه خداحافظی همه برایم جور دیگری بود.
منبع : حامیان ولایت




